هرآنچه که باید در مورد دوربین دنده عقب خودرو بدانید
-
تاریخ: 1397/2/6 ساعت: 15:07
بسیاری از افراد از رانندگی لذت میبرند، اما کمتر کسی را پیدا میکنید که میانه خوشی با پارک کردن داشته باشد. مانور دادن خودرو در داخل و خارج محدوده پارک نه تنها آزاردهنده است، بلکه برای عابران پیادهای و سایر وسایل نقلیهای نیز که از آن محل گذر میکنند خطرناک است.اما امروزه سیستمهای جدیدی وجود دارند که پا...
ای بابا:(
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 18:25
دیگه هیچ علاقه ای به داشتن رابطه ندارم ، حتی بااون! چه زندگی شخمی
شاید دلت میخواد دیگه، نگم که عاشقت شدمD:
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 6:18
شاید دلت میخواد دیگه، نگم که عاشقت شدمD: اونقد این چن سال پَس زده شدم،اونقد انتخاب نشدم، اونقد اعتماد بنفسم تضعیف شده.. اونقد عزت نفسم له شده ... که هرشب باس با گریه سرشه.. گریه که میگم،درحد سوزش چشم و بینی! دیگه از گفتن حرفام هیچ ابائی ندارم.. چون دیگه هیچ امید و اعتقادی برام نمونده.. دیگه هیچ
البته چال اون کجا و چال من کجا:(((
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 20:50
بش میگفتم بخند بخند . . . . . میخندید،جفت لپاش چال میشد*.* انگشت میکردم تو چالش:|بم میگفت بخند بخند . . .. . .. . لپم چال میشد، انگشت میکرد تو چالم:||مامانش میگفت داری به بچم چی یاد میدی((((:+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۳ساعت 6:3 PM توسط D: |
زندگی همه برعکسه:||
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 20:50
زندگی همه برعکسه:|| خب.. فرق من بااون اینه که ،اون پسره بزور میخواد منو وادار کنه که باهاش چت کنم(حالا بهردلیلی،مثِ معرفی فیلم:|) ، ولی درباره همون پسره،اون ازمن میپرسه:بنظرت چطور مخش کنم؟!خب.. اینم یه نمونشه دیگه:| + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۳ساعت 6:4 PM توسط D: |
ازون فروتنیهای ریاکارانه مردم، ازین فروتنیهای واقعی من
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 20:50
وقتی یهو گفت : شد 7ماه!یجوری از خودم بدم اومد! ازینکه شمرده بود ماه ها رو،ازینکه یادش بود.. ازینکه میخواس ببخشمش!درسته فوق العاده کینه ایم.. ولی خب، سعی میکنم بروی خودم نیارم(((:+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۳ساعت 6:6 PM توسط D: |
ازین رفیق فابا و اینا:/
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 20:50
ازین رفیق فابا و اینا:/ و یکی دیگه از عذابائی که کلی ساله دارم میکشم، اینه که رابطه م با جنس مخالف خعلی صمیمی تره-_- ینی دوس دارم وقت بگذرونم :/ ولی همینکارو نمتونم با جنس موافقم کنم-_- شده یه معضل برام:| + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۳ساعت 6:6 PM توسط D: |
که البته بنده چوب دوسر طلام^.^
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 20:50
که البته بنده چوب دوسر طلام^.^ یجوری ساعت8صب چت میکردیم باهم،تازه با گوشی خودم نه،باگوشی مردم، انگار حالا شب تو بغل هم خوابیده بودیم:| نمیدونم چه حکمتیه که این چن روز،بعداز دوسال هم باهاش حرفیدم، هم باهاش چت کردم، هم باس برم ببینمش:|||هروقت نمیخوام تو دید کسی باشم،همه چی اینجور جور میشه:/ + نوشته شد...
که البته، شبا کلا یه آدم دیگه م:|
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 20:50
تو گو،جلو اون همه آدم میگه اصن وبتُ که میخونم انگار نه انگار خودتی.. میگم ببین! من خودم یوقتا پستامُ که میخونم اصن یادم نمیاد چرا،چطور،واس کی نوشتمش:| چه برسه دلایل دیگه:/، + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۳ساعت 6:9 PM توسط D:
نمیشود!
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 1:50
هرکاری کردم که با یه اک فیک و چن تا عکس فیک،برم بتیغم ملتُ شارژ بگیرم، نتونسم!نمیتونم! نه اهل این کارام.. نه میتونم هرزگی کنم حتی فیک! ماهمون اک مجازی هزار خودمونُ بفروشیم + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۰ساعت 10:44 PM توسط D: |
همین بد بودنم،خوبه^.^
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 1:50
منکه پروفایلامُ واس تو میذارم فقط ... گرچه مخاطب پروفایلات نیسم((:
بمن هرآنگه نزدیک... از او جدا جدا من!
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 1:50
چه میدونم... شاید واقعا عاشق شدم بااین حالم (((:
هوای گریه بامن
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 1:50
هوای گریه بامن u200fشاید اندازه من دوسم نداشته باشه،ولی امشب،اولین شبی بود که حس کردم حس کرد چقد دلتنگم(((:گرچه مطمئنم اندازه من گریه نکرده،تو بغل اون! + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۱ساعت 2:48 AM توسط D: |
زندگیش ادامه داره، برعکس من!
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 1:50
u200fمیگذره... یه هفته دیگه باز بی تفاوت میشه و به زندگیش ادامه میده..فعلا تو جوّ و تحت تاثیره + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۱ساعت 2:49 AM توسط D: |
عچسِ پروفایل:|
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 1:50
شده مث تلگراف عکس عوض کردنای تلگرامیمون:|||| باس کنترل کنم.. تا اذیت نشه و باز بی اهمیت شه.. باشه+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۲ساعت 12:10 AM توسط D:
بوشهر
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 1:50
بوشهر تالا تو یه شهرِ جنوبی و شرجی،خونه یه آدم غریب، با مانتو نخوابیدی که عاشقی یادت بره + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۲ساعت 12:11 AM توسط D: |
اسمش بی کسیه اگر نمیدونینD;
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 1:50
تجربه جالبی بود.. اینکه جائی مهمون باشی.. خونه ینفر! اینکه ظهر بمونی،شب بخوابی خونشون! واسه دیگران عادیه، واسه من بعداز حدودا10-12سال اتفاق افتاد! ×اجازه خندیدن دارید بهم + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۲ساعت 11:1 PM توسط D:
همین تو که مرا کُشت و خودش خنده دمادم سروسامان گرفتی و چه آدم شده ای!!!
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 1:50
حسِّ فوق مزخرفی دارم.. حسِّ اینکه باز مجبورش کردم و باز داره بخاطر حقیر کردن من، یکاری میکنه که نفرین نکنم.. یاهرکوفتی! چه میدونم.. ولی اصلا حس خوبی نی! + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۲ساعت 11:4 PM توسط D:
نیمه تاریک
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 1:50
میدونی قسمتِ تاریک و پنهان ِ زندگی ینفر بودن ینی چه؟! هیچی هیچی نیسی..هیچی
شبِ اول جدائیD;
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 21:27
شبِ اول جدائیD; بی #تو اندیشیدهام کمتر ... به خیلی چیزهامیشوم #بـی_اعتنا دیگر... به خیلی چیزهاتا چـه پیش آید برای #من! نمیدانم هنوز...#دورے از #تو میشود منجر به خیلی چیزها#غیرمعمولی ست رفتار #من و شک کرده استچند روزے میشود ... #مادر بــه خیلـی چیزها!#نامـــههایت، #عکسهــایت، #خاطرات کهنهاتمیزن